وسواس در کودکان

  • هانیه لواف

    ارزیاب و استعدادیاب کودک

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۷/۲۵

وسواس بیماری ناتوان کننده ای است که در نسل­های متوالی یک خانواده به صورت مورثی تکرار می­شود. مشخصه اصلی این مشکل، افکار مزاحم و تکراری است که با اضطراب فراوان به سراغ فرد می­آید.

 

نگرانی زیاد درباره رخ دادن اتفاق بد و ناگوار، تکرار کردن کلمات یا عبارات، عدم اعتماد و خودناباوری، تمیز کردن بیش از حد، تکرار چک کردن ها، شستن مرتب دست ها، کندن مو یا پوست، تعدادی از این افکار وسواسی هستند. کودک سعی می­کند اعمال خاصی را انجام دهد تا این افکار تکراری دست از سرش بردارند، اما این اعمال، خود موجب افزایش افکار مزاحم می­شوند؛ بنابراین اضطراب فرد بیشتر شده و وسواس نیز شدت بیشتری پیدا می­کند؛ مثلا یک فکر مزاحم و تکراری ممکن است مرگ مادر باشد، این فکر اضطراب فراوانی به همراه دارد، بنابراین کودک سعی می­کند با کارهای خاصی این اضطراب را کم کند. به عنوان مثال گل­های قالی را می­شمارد تا اضطرابش کمتر شود و موضوع مرگ مادر را فراموش کند.

 

در بسیاری از موارد، وسواس در کودکان همانند بزرگسالان است، ولی غالبأ تشخیص و درمان نمی­شود. ویژگی وسواس کودکانه این است که کودکان بر خلاف بزرگسالان به بی­‌اساس بودن افکار یا رفتار خود آگاهی ندارند.

 

بروز رفتارهای وسواسی در کودکان نسبت به بزرگسالان کمی پیچیده تر است؛ به همین دلیل شناخت این نشانه­ها می­تواند به والدین در تشخیص وسواس در کودکان کمک زیادی کند زیرا کودکان قادرند خیلی ماهرانه افکار و رفتارهای وسواس گونه خود را مخفی نگه دارند. برای مثال بعضی از بچه­ها عادت دارند وقتی از خیابان رد می­شوند با پا به اتومبیل های اطراف خود ضربه بزنند زیرا تصور می­کنند اگر این کار را انجام ندهند، به والدین آن­ها آسیب خواهد رسید. در واقع فکر وسواسی آسیب به والدین خود را به صورت عمل وسواسی یعنی ضربه زدن به اتومبیل نشان می­دهد.

 

 

 

بچه هایی که استرس دارند یا زندگی­شان با تغییرات بزرگ و ناگوار مثل استرس امتحان، اختلافات خانوادگی، انزوای اجتماعی یا مصیبت بزرگ همراه بوده است، بیشتر دچار مشکل وسواس می­شوند. معمولا این کودکان خیلی نگران و آشفته هستند و می­ترسند دیگران فکر کنند آن­ها دیوانه­اند. علاوه براین وسواس باعث ایجاد ترس، استرس، خواب ناکافی، افسردگی، احساس خجالت و شرمندگی، بی­قراری، مشکلات اجتماعی، میل به تنهابودن، کندی در انجام تکالیف و درنتیجه افت تحصیلی می­شود. خیلی وقت­ها کودکان وسواسی توسط همسالان خود مورد تمسخر قرار می­گیرند و اگر والدین بخواهند رفتار آن­ها را کنترل کنند این کودکان به پرخاشگری می­پردازند.

 

وسواس به عزت نفس و خودباوری کودک آسیب وارد می­کند و حتی به تدریج خانواده و اطرافیان، کودک را به عنوان یک فرد تنبل و مایه زحمت می­شناسند. کودکی که مدت زیادی را با وسواس سپری کرده دوران مهمی از رشد خود را از دست داده است. چون همان طور که می­دانید کودکان در هر مرحله­ای از رشد خود مهارت­های متفاوتی را به دست می­آورند و وسواس مانع کسب این مهارت­ها در دوره­های مختلف رشد کودک خواهدشد.

 

علت وسواس

روانشناسان و مشاوران علوم رفتاری بر این نكته اذعان دارند كه عوامل چندی مانندمسائل ژنتیکی، روش های تربیتی والدین، اضطراب مادر، کمال­گرایی کودک، ویژگی­های خانوادگی، نابهنجاری كاركرد سیستم عصبی و آشفتگی های خلقی در بروز این اختلال در كودكان دخالت دارند. اعضای خانواده و مدرسه باید به این نكته توجه كنند كه بروز این­گونه افكار و اعمال به هیچ عنوان تقصیر كودك نیست و كاملاً با افكار عادی كودك تفاوت دارد. برای مثال كودكی كه فكر باز بودن شیرگاز او را به ستوه آورده است، بارها و بارها با امتحان كردن شیر گاز سعی می­كند اضطراب و تشویش خود را كاهش دهد و یا كودكی كه نگران كثیف بودن دست­هایش است، ممكن است چندین بار دست­های خود را بشوید تا حدی كه پوست دست­هایش حساس و قرمز شوند، و یا كودكی كه از درست بودن مشق ها و امتحانش شدیدأ مضطرب است، ممكن است بارها و بارها آن را پاك كند و دوباره بنویسد.

 

   قبل از هر اقدامی لازم است اضطراب والدین به ویژه مادر برطرف شود. تا زمانی که والدین دچار اضطراب باشند، هرگونه درمانی برای برطرف کردن اضطراب و وسواس کودک بی فایده است و گاه ممکن است اثر معکوس داشته باشد؛ یعنی تلاش برای بهبودی وسواس کودک منجر به بدتر شدن رفتار و افکار وسواسی شود. کودکان در سنین پیش از دبستان از رفتار والدین تقلید و سعی می­کنند هرچه بیشتر شبیه والدین خود باشند.

 

 

 

پیشگیری و درمان وسواس

الگو برداری کودک از بزرگسال وسواسی: معمولا وقتی کودکی دچار وسواس می­شود، میتوان رد پای وسواس را در والدین یا دیگر افراد بزرگسال مهم زندگی کودک مشاهده کرد. ممکن است پدر یا مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، خواهر، برادر یا یک بزرگسال نزدیک که روی کودک تاثیر می­گذارد دچار وسواس باشد. در این صورت هم با اوامر و دستورات وسواسی­اش کودک را به رفتار وسواسی سوق دهد و هم با الگو برداری ناهشیار کودک این رفتارها در او تقویت شوند.

 

بنابراین اگر والدین دارای رفتارهای وسواسی یا افکار وسواسی هستند، و نگران وسواس فرزندتان هستند، ابتدا باید به درمان و رفع نشانه های خود بپردازند

 

 تنش­ها: وجود نزاع و تنش در خانواده و عدم وجود امنیت روانی و صمیمیت در خانواده سبب اضطراب در کودک می شود و در صورت مستعد بودن کودک به وسواس، کودک با رفتارهای وسواسی تلاش می­کند تا اضطراب اش را کاهش دهد.

 

تلاش کنید تا جوی آرام و ایمن برای کودکتان فراهم کنید. سخت گیری­های مکرر، کمال طلبی والدین و داشتن انتظارات بالاتر از سطح سن کودک، عدم گذشت در برابر خطاهای کودک، تنبیه و وجود جو مستبدانه و انعطاف ناپذیر، ریشه­ های وسواس را در کودکان آبیاری می­کند. از کودکتان انتظارات فراتر از حد توان و رشد عقلی آن­ها نداشته باشید و در برابر خطاهای کودک غیرمنعطف و تنبیه گر بر خورد نکنید.

 

درمان وسواس هم به صورت دارویی و هم به صورت رفتاری و شناختی انجام می­شود. از آنجا که وسواس بیماری مزمنی است، درمان آن معمولا زمان­بر است. بنابراین لازم است والدین در این زمینه صبر و حوصله به خرج دهند. بیماری وسواس به گونه­ای است که حتی اگر درمان هم شود بعد از چندسال دوباره بروز می­کند. با وجود این باید نسبت به درمان اقدام کرد، چون همان طور که گفتیم این بیماری باعث آسیب رساندن به مراحل رشد کودک می­شود. اگر بتوانیم نسبت به اصلاح این رفتار در کودک اقدام کنیم توانسته­ایم تا حدودی باعث تقویت اعتماد به نفس او شویم. اگر وسواس در کودکی درمان نشود، وی در بزرگسالی به فردی تبدیل خواهدشد که زمینه­های اضطراب و وسواس در او وجود خواهدداشت.

 

 

 

والدین مشوق، نه متوقع

 

زمانی که کودکی دچار مشکل وسواس می­شود، والدین او باید به این نکته توجه داشته باشند که رفتار فرد مبتلا می تواند برخی مواقع ناامیدکننده باشد، در حالی که کودک نمی­خواهد مشکل ساز باشد و در این بین گناه و تقصیری ندارد یعنی ممکن است مدتی طول بکشد تا فرد مبتلا بپذیرد که نیازمند کمک است.حمایت والدین کودک در اجرای این برنامه در منزل بسیار مهم است و به طور کلی هر چه بیمار کم سن­تر باشد، مشارکت والدین در درمان این بیماری باید جدی­تر باشد. در اجرای مراحل درمان اولین نکته این است که کودک و خانواده او باید بدانند وسواس اختلالی است که خود کودک در ایجاد آن هیچ­گونه نقش و مسئولیتی ندارد. ممکن است کودک و حتی خانواده او بر اثر تکرار اعمال وسواس خسته و عاجز شوند. باید وسواس به عنوان اختلالی تصور شود که بر کودک تحمیل شده و او قربانی این بیماری است و مبارزه علیه بیماری به شکل درمان باشد.

 

همچنین باید کوچک­ترین بهبود کودک را تشخیص دهید و مشوق او باشید. در این صورت، روند درمان سریع­تر پیش رفته، افکار و رفتارهای آزاردهنده کودک بتدریج از بین خواهد رفت. والدین کودکان وسواسی باید سعی کنند تا حد امکان محیط خانه را آرام نگه دارند تا کودک سختی ها و چالش­های درمان را راحت­تر پشت سر بگذارد. اضطراب و پریشانی والدین به هیچ­وجه نمی­تواند برای کودک وسواسی مفید و کمک کننده باشد.هرگز آن­ها را به خاطر عادت یا وسواسی که دارند مسخره نکنید.

 

هرگز کودک یا نوجوان خود را ترغیب نکنید عادت یا رفتار وسواس آمیزش را تکرار کند، به این دلیل که فقط به او آرامش می دهد چون با گذشت زمان ترک آن رفتار دشوار خواهد بود. هرگز با تنبیه بدنی سعی نکنید او را مجبور به ترک عادت کنید.کودک یا نوجوان را ترغیب نکنید که احساساتش را سرکوب کند. وقتی به او در راه ترک وسواس و عادت کمک کنید به طور طبیعی این نگرانی­ها کم­کم فروکش می کند. کمک کنید اعتماد به نفس و توانایی­اش را برای ترک وسواس بالا ببرد و انرژی و زمان بیشتری صرف ترک افکار و رفتارهای تحمیلی کند.

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

2 + 9 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

4 + 9 = ?