سبک فرزندپروری شما چه تاثیری بر شخصیت کودک دارد؟ + جدیدترین شیوه تربیت کودک

  • دکتر سمیرا کرملو

    روانشناس و درمانگر

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۱/۰۷/۱۱

سبک فرزندپروری شما چه تاثیری بر شخصیت کودک دارد؟ + جدیدترین شیوه تربیت کودک

پدر و مادر شدن یکی از زیباترین خوشی های زندگی است که در عین حال می تواند به یک مسئولیت ترس آور و ناکام کننده تبدیل شود. والدین نه تنها در سلامت جسمی فرزندان خود نقش دارند، بلکه در شکل گیری شخصیت آنان نیز موثرند؛ چراکه مشکلات کودکان در خانه شروع می‌شود و در خانه نیز باید حل شود. کودکان نیازمند شور و شوق برای زندگی هستند و هدف فرزند پروری مثبت خلق کودکان شاد و مستقل است.

 

ویژگی های چهار سبک فرزندپروری 

 

 

5 نکته مهم و ضروری در تربیت فرزندان

پنج پیام موثر در فرند پروری مثبت که کودکان نیاز دارند دائماً از والدین خود دریافت کنند در ادامه توضیح داده شده است:

پیام شماره یک: متفاوت بودن اشکالی ندارد

هر کودکی منحصر به فرد است و این به این معناست که کودکان بسیار متفاوت از آنچه که والدین انتظار دارند هستند. فقدان این پیام مثبت، تداعی کننده این است که مشکلی در کودک وجود دارد. داشتن چنین نگرشی یکی از اشتباهات رایج والدین است. در حدود 9 سالگی، کودکان شروع به ایجاد خود انگاره ای مجزا از والدین می کنند که تا 18 سالگی نیازمند تقویت حس استقلال و در عین حال مراقبت هستند. کودکان با 4 نوع خلق و خو متفاوت نیازمند توجه ویژه والدین هستند:

  1. برخی کودکان حساس و دارای احساسات قوی و عمیقی هستند. این کودکان نیازمند بیشتر از سوی والدین درک شوند. آنها معمولاً در شروع دوستیابی مشکل دارند و بنابراین به یک همراهی در شروع فعالیتها نیازمندند. بهتر است این کودکان در معرض محرکهای زیاد و متنوع  قرا نگیرند.

  2. عده ای دیگر فعال و دارای اراده قوی هستند و می‌خواهند مرکز توجه قرار گیرند. آنها نیازمند نظارت، قانون گذاری و هدایت هستند. رها کردن این کودکان باعث می شود که دچار دردسر شوند.

  3. کودکان واکنشی، باهوش، تلاشگر و نیازمند محرک زیاد هستند. آنها در مقایسه با کودکان دیگر سطح بالایی از تنوع در فعالیتها را می‌طلبند. از طرفی اگر به اندازه کافی در  محرکهای طبیعی (مانند: ورزش کردن، پارک رفتن، موزه گردی، سینما) درگیر نشوند به شدت می توانند به بازیهای رایانه‌ای وابستگی پیدا کنند.

  4. کودکان پذیرنده، خوش رفتار و همکاری کننده بوده و از دستورالعمل ها تبعیت می‌کنند اما نسبت به تغییر مقاومند. این کودکان نیازمند یک برنامه روتین روزانه هستند. فعالیتهای بیش از حد باعث بهم ریختگی این کودکان می شود.

گرچه همه کودکان بخشی از هر خلق و خو را دارند، اما یک یا دو ویژگی معمولا غالب ترند. بنابراین در نظر گرفتن تفاوتها و نه مقایسه کردن کودکان با یکدیگر از سوی والدین می تواند به رشد توانمندی های ویژه آنها کمک کند.

 

پیام شماره 2: اشتباه کردن اشکالی ندارد

همه افراد اشتباه می کنند و هیچ کودکی کامل نیست و این کاملاً عادی و قابل انتظار است. والدین باید یاد بگیرندکه انتظارات خود را متناسب با توانایی های کودکان تنظیم کنند. کودکان نباید به دلیل برخی اشتباهاتشان با تجربه احساس شرم، تصور کنند مشکلی در آنها وجود دارد و موجوداتی بی ارزش هستند. کودکان قبل از 9 سالگی نمی توانند تمایزی میان اینکه "من کار بدی انجام دادم" با "من بد هستم" قائل شوند، بنابراین هرگونه تنبیه، عدم تایید یا پریشانی هیجانی درباره اشتباه کودک منجر به ارسال این پیام به کودک می شود که "اگر کار بدی انجام دهم، پس بد هستم".

نه سالگی زمان مناسبی است که از کودکان انتظار مسئولیت پذیری در قبال اشتباهات را داشته باشیم. اگر حس مسئولیت پذیری زودرس به کودکان القا شود احساس بی ارزشی در ابعاد مختلف در آنها نهادینه می شود و توانایی طبیعی کودکان برای اصلاح خود شانسی برای رشد نخواهد داشت. اضطراب درباره یک اشتباه منجر به انجام اشتباه های بعدی خواهد شد.

در فرزند پروری مثبت به جای تمرکز بر مشکل، تاکید بر یافتن راه حل برای مشکل است. به عنوان مثال زمانی که کودک ظرفی را می شکند، تمرکز بر مشکل، توانایی او را برای درس گرفتن از اشتباه بالا نمی برد. در این حالت این جمله گرم و اثربخش اکتفا می کند :"اوه، گلدان قشنگ ما شکست. باید مراقب اطرافمان باشیم، چون این وسایل ظریف هستند و به راحتی شکسته می شوند. حالا بهتره با هم اینها را جمع کنیم".

اینگونه کودکان نسبت به هدایت والدین واکنش مثبت نشان می دهند و تمایل به همکاری را در خود پرورش می دهند. اصلاح خود پس از یک اشتباه، زمانی در کودکان شکل می گیرد که احساس امنیت برای اشتباه کردن بدون ترس از تنبیه شدن یا طرد شدن در آنها ایجاد شده باشد. به این ترتیب کودکان برای ایجاد مسئولیت پذیری آماده می شوند. برای آگاهی بیشتر مقاله در هر سنی چه مسئولیتی به فرزندان بدهیم؟ (از نوپایی تا نوجوانی) را بخوانید.

 

پیام شماره 3: ابراز احساسات منفی اشکالی ندارد

هیجانات منفی در پاسخ به ناکامی ها و چالش های زندگی خود را نشان می دهد. این احساسات طبیعی بخش مهمی از فرایند رشد در کودکان محسوب می شود. بنابراین بیان کردن این احساسات و سرکوب نکردن آنها توسط والدین از طریق این پیام به رشد روانی در کودکان کمک می کند.

یکی از عناصر اصلی در مدیریت احساسات منفی، پذیرش این هیجانات است؛ چراکه با یادگیری ابراز کردن احساسات، کودکان به یک آگاهی درونی در مورد هیجانات خود می رسند و می توانند به راحتی بدون برون ریزی های منفی را در زمان و مکان مناسب انجام دهند. اینگونه آنها یاد می گیرند که یک خود مستقل از والدین را پرورش دهند.

تمام مهارتهایی که در زندگی باعث درخشش افراد می شود به اینکه چقدر افراد با احساسات و هیجانات درونی خود در تماس هستند بستگی دارد. در تماس بودن با احساسات به کودکان کمک می کند تا نسبت به اینکه چه کسی هستند و چه نیازها، آرزوها و اهدافی دارند، آگاهی بیشتری پیدا کنند.

حمایت از کودکان در ابراز هیجانات منفی باعث می شود تا آنها دوباره بر این موضوع تمرکز کنند که به عشق والدین نیاز دارند. بنابراین تمایل برای همکاری و درخواست کردن مودبانه در آنها تسهیل می شود. این حالت زمانی اتفاق می افتد که والدین شرایط امنی را برای ابراز هیجانات منفی فراهم کنند که در آن کودک از طرد شدن و از دست دادن عشق والدین هراسی نداشته باشد. گوش دادن همدلانه و زمان دادن برای بیان احساسات راهی مطمئن برای انتقال این پیغام است که بیان هیجانات منفی اشکالی ندارد.

عشق ورزیدن به کودکان کافی نیست، برای کمک به کودکان در ابراز هیجانات منفی، والدین باید همدلی کردن را بیاموزند. والدین باید بتوانند عشق خود را به شیوه های متفاوت ابراز کنند. گفتگوی همدلانه یکی از این راههاست. همدلی باعث می شود تا کودکان احساس کنند که هیجاناتشان معتبر و با ارزش است.

زمانی که کودک با احساس ناکامی ناشی از نرسیدن به خواسته اش غمگین می شود، بسیاری از والدین به سرعت با بیان راه حل هایی اقدام به بهتر کردن حال کودک می کنند. این رویکرد مانع می شود تا کودک در تماس با احساس فقدان باقی بماند و همیشه به راه حل های والدین وابسته بماند. برای آگاهی بیشتر مقاله چرا لازم است کودکان ناامیدی را تجربه کنند؟ را بخوانید.

زمانی که کودک احساس فقدان می کند بیشترین پذیرش را برای دریافت همدلی مورد نیازش دارد؛ چراکه با دریافت و پذیرش همدلی از سوی والدین احساساتش تغییر می کنند و به سطوح عمیق تری از هیجانات منفی حرکت می کند از خشم به غم یا احساس بهتری پیدا می کند. به این ترتیب نه تنها آنچه را که برای بهبودی حالش نیاز دارد انجام می دهد بلکه متوجه می شود قادر به کنترل هیجانات منفی و گذر از آنها هست.

 

راه حل  دادن  

 همدلی کردن

گریه نکن      

می دونم ... خیلی نا امید کننده است

نگران نباش  

خیلی سخته ... می دونم نگرانی

اینکه موضوع مهمی نیست

می دونم اذیت شدی بذار بغلت کنم

بی خیال ... زندگی همینه

حق داری عصبانی بشی، منم بودم عصبانی می شدم

 

پیام شماره 4: بیشتر خواستن اشکالی ندارد

اگر کودکان نسبت به خواسته ها و نیازهای خود شناختی نداشته باشند در مقابل خواسته ها و تمایلات دیگران آسیب پذیر می شوند؛ چراکه آنها فرصت کشف و توسعه خود را از آنچه که باید باشند از دست می دهند و تبدیل می شوند به آنچه که دیگران از آنها می خواهند باشند.

اکثر اوقات والدین تصور می کنند اگر به کودکان اجازه دهند که درخواستهای بیشتری را مطرح کنند، آنها تبدیل به افرادی زیاده خواه می شوند. زمانی که کودکان عشق و حمایت مورد نیاز را برای مدیریت احساسات خود دریافت می کنند اجازه دادن برای درخواست بیشتر، آنها را تبدیل به افرادی زیاده خواه نمی کند. کودکان زمانی خودخواه می شوند که والدین برای خوشحالی کودک از نیاهای خود می گذرند و برای جلوگیری از قشقرق به پا کردن کودک به تمام خواسته های او  تن می دهند. با خواستن بیشتر و نه بدست آوردن بیشتر، کودکان مهارت به تاخیر انداختن نیازها و خود نظم بخشی را می آموزند.

با تمرکز بر مفهوم همکاری و نه اطاعت کورکورانه، فرزند پروری مثبت به پرورش نیازهای درونی کودک کمک می کند. با پذیرش خواسته های بیشتر و محترم شمردن آنها از سوی والدین، کودکان با درنظرگرفتن همزمان خواسته های خود و دیگران به پرورش مهارتهایی همچون احترام، تشریک مساعی، گفتگو و توافق می پردازند.

اما ایجاد این پیام به این معنا نیست که والدین باید تسلیم مطلق خواسته های کودکان شوند؛ بلکه همزمان والدین نیز باید نه گفتن را بیاموزند. اگر والدین قادر به ایجاد محدودیت های منطقی نباشند، کودکان به سمت درخواستهای نامعقول هدایت می شوند. زمانی که کودک برای آنچه که می خواهد مذاکره می کند، والدین باید محدودیت های روشنی را جهت اتمام گفتگو وضع کنند. با ایجاد فرصت برای رشد مهارتهای مذاکره توسط پیام های "نه گفتن"، کودکان می آموزند که چگونه در زندگی خود نه گفتن را بکار بگیرند. برای آگاهی بیشتر مقاله چگونه به کودک نه بگوییم؟ را بخوانید.

5 راه برای نه گفتن به کودکان

بدون توضیح دادن به شکل مختصر به تکرار عبارات پرداخته می شود:

  • نه، الان سرم شلوغه

  • نه، شاید یه وقت دیگه

  • نه، الان برنامه دیگری دارم

  • نه، الان من نیاز به یک کمی تنهایی دارم

  • نه، اما بذار به جای آن این کار را انجام بدیم

 

پیام شماره 5: نه گفتن اشکالی ندارد، اما مامان و بابا رئیس هستند

پایه و اساس فرزندپروری مثبت آزادی است. همه این پیام ها به کودکان آزادی بیشتری برای شکوفایی استعدادهای درونی می دهند. بنابراین در ابتدا به نظر می رسد این شیوه فرزندپروری سهل گیرانه است در حالی که اینطور نیست. والدین در این رویکرد، قاطعیت و کنترل را بدون ایجاد احساس ترس و گناه پیش می برند.

اجازه دادن به کودک برای نه گفتن درهای ابراز احساسات را می گشاید و کودکان می توانند آنچه را که می خواهند کشف کرده و در مورد آن گفتگو کنند. حتی زمانی که کودکان نه می گویند به این معنا نیست که می توانند راه خود را بروند. اگر آنچه کودک احساس می کند توسط والدین شنیده می شود، حس همکاری در کودک رشد می کند.

تفاوت مهمی میان تعدیل کردن خواسته ها و انکار کردن آنها وجود دارد. در تعدیل کردن کودکان می آموزند که خواسته های خود را به سمت خواسته های والدین تغییر دهند، اما در انکار کردن، خواسته ها سرکوب شده و کودکان تسلیم خواسته والدین می شوند و این منجر به شکست اراده در کودکان خواهد شد.

کودکان مطیع به راحتی تحت تاثیر فشار همسالان و جریانهای منفی در جامعه قرار می گیرند. اجازه دادن به کودک برای ابراز احساسات نه تنها به ایجاد یک خود انگاره قوی در کودک کمک می کند بلکه باعث می شود او همکاری بیشتری نشان دهند.کودکان مطیع فقط دستورات را دنبال می کنند، آنها فکر یا احساس نمی کنند. کودکان همکاری کننده تمام وجود خود را در ارتباط وارد می کنند و کامیاب می شوند.

هنگامی که کودکان اجازه پیدا می کنند تا با نه گفتن مقاومت نشان دهند، عملاً کنترل و اقتدار بیشتری را برای والدین به ارمغان می آورند؛ چراکه کودک با صرفنظر کردن از خواسته اش پس از هر مقاومت، متوجه اقتدار و در رأس بودن والدین می شود و این احساس ارتباط داشتن با اقتدار والدین باعث می شود تا با احساس امنیت از رفتار والدین پیروی کرده و با خواسته آنها همکاری کند.

 

فرزندپروزی مثبت چیست و چه ویژگی هایی دارد؟

 

 

10 گام اساسی برای تربیت فرزند

دکتر کریستین کانتی، در این ویدئوی آموزشی توضیح می دهد که چگونه می توانید با استفاده از ده تکنیک تربیتی موثر، فرزندانتان را به بهترین نحو تربیت کنید.

با وجود بهترین تلاش های والدین برای شناخت کودک و نوجوان خود، برخی اوقات به نظر می رسد مشکلات فرزندان برای آنها غافلگیر کننده است. در مواجهه با مشکلات رفتاری و هیجانی (مانند رفتارهای پرخطر غیر قابل کنترل) باید حتماً از روانشناس متخصص کودک و نوجوان کمک بگیرید. برای رزرو وقت مشاوره و ارزیابی کلیک کنید.

همچنین می توانید مهارت های فرزندپروری خود را با خواندن کتاب های روانشناسی در زمینه کودک و نـوجوان  یا حضور در کـارگـاه های فرزندپروری ارتقا دهید.

 

شیوه دریافت وقت مشاوره

۱. ساکنان ایران: لطفا برای دریافت وقت مشاوره از روانشناسان کودک و نوجوان مرکز مشاوره یاسان از ساعت 9 تا 19 با دو شماره زیر تماس بگیرید.

تماس با ما

تماس با ما

 

۲. فارسی زبانان خارج از کشور: لطفا برای دریافت وقت مشاوره از روانشناسان کودک و نوجوان مرکز مشاوره یاسان از طریق واتس‌اپ پیام دهید.

 

شیوه دریافت وقت مشاوره

۱. ساکنان ایران: لطفا برای دریافت وقت مشاوره از روانشناسان کودک و نوجوان مرکز مشاوره یاسان از ساعت 9 تا 19 با دو شماره زیر تماس بگیرید.

تماس با ما

تماس با ما

 

۲. فارسی زبانان خارج از کشور: لطفا برای دریافت وقت مشاوره از روانشناسان کودک و نوجوان مرکز مشاوره یاسان از طریق واتس‌اپ پیام دهید.

 

برچسب ها:

1. مقدرانه

2. مستبدانه

3. سهل گیرانه

4. بی اعتنا و بی توجه

توضیحات تکمیلی و ویژگی های هر کدام از سبک ها را در سایت مرکز مشاوره یاسان بخوانید.

ارسال پیام و سوال

4 + 8 = ?

نظرات کاربران

۱۳ بهمن ۱۴۰۰

سلام. یه سوال. تا زمانی که بچه تو محیط خونه هستش ما بهش احترام میگذاریم و براش حق انتخاب قائل هستیم،اجازه می‌دیم حرفش رو بزنه و منطقی جواب می‌دیم بهش، دروغ نمی‌گیم و ..... حالا اگر همین بچه وارد محیط مدرسه یا اجتماع بشه یا در جمع های خانوادگی،واسه حق انتخابش ارزشی قائل نشن و تندوتند حرفش رو قطع کنن و حرف‌های دروغ بهش(حرف‌های به اصطلاح الکی) بگن،و ... این رفتار ها قطعا رو بچه تاثیرگذاره و بچه تاثیر میگیره، ما چه بکنیم تا تربیت استاندارد ما قربانی انواع و اقسام تربیت های بیرونی نشه؟؟؟

۱۳ بهمن ۱۴۰۰
مدیر سایت

سلام دوست عزیز! از سنین ۶ سالگی به بعد عملاً فرآیند اجتماعی شدن فرزند شما آغاز می گردد و او باواقعیتهای اجتماعی که در آن قرار است رشد کند آشنا خواهد شد شما به عنوان والد فقط می توانید ارزشها و باورها و چارچوبهای خانوادگی خود را در قالب مرزبندی های خانوادگی حفظ کنید و در وضع این قوانین اختیار عمل دارید.در کنار فرزندتان باشید و ارزشهای خانوادگی خود و اولویتهایتان را بازگو کنید ما مشخص نمی کنیم کودکمان در آینده چگونه زندگی کند ما بستر را به سهم خود برای او فراهم می کنیم که بهترین انتخابها را در زندگی بگیرد.

ارسال پیام و سوال

2 + 9 = ?

دریافت وقت مشاوره