فواید قصه گفتن برای کودکان

  • دکتر شایسته شکوفه‌فرد

    روانشناس بالینی کودک و نوجوان

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۷/۲۵

قصه گویی یک هنر شفاهی قدیمی است و همواره یکی از مهم‌ترین راه‌های ایجاد ارتباط بین والدین و فرزندان و انتقال تجارب بوده است. همین چهار کلمه ساده " یکی بود یکی نبود..." برای جدا شدن از واقعیت و ورود به یک دنیای خیالی بی‌همتا کافی است. این ها کلمات جادویی هستند، دعوتی برای وارد شدن به یک رابطه منحصر به فرد با قصه گو و شخصیت های قصه او. قصه گویی غالباً هم برای کودک و هم برای مادر و پدر فعالیتی لذت بخش است و این فرصت را به شما می‌دهد تا به شکل اختصاصی به کودک توجه کنید و در لذت او سهیم شوید. قصه این امکان را به وجود می‌آورد که کودک را در دنیای جذاب روایت و شخصیت‌ها با خود همراه کنید. بدین ترتیب تجربه بودن با شما برای کودک لذت‌بخش و دوست‌داشتنی خواهد بود.

مطمئناً هر کدام از شما تعدادی قصه در خاطر دارید و حتی شاید چند بار هم آن‌ها را تعریف کرده اید. نکته مهم در مورد قصه‌ها چگونگی بیان آنها و توانایی همراه کردن شنونده با خود است. قصه‌گویی مانند هر مهارت دیگر اکتسابی است. اگر یک نفر می تواند آن را انجام دهد دیگران هم می‌توانند.

همه ما قصه گوییم: همه ما همواره در حال گفتن قصه هستیم. نه تنها ما قصه می‌گوییم بلکه خواستار شنیدن قصه هم هستیم. وقتی از همسرتان می‌پرسید: "روزت را چطور گذراندی؟" شنیدن این قصه ها و سهیم شدن در این تجربه ها زندگی روزمره ما را بهتر می‌کند.

از اشتیاق درونی خود استفاده کنید: از قصه گفتن لذت ببرید. کودکان عاشق قصه ها و بهترین شنونده هستند. با داشتن چنین شنونده های مشتاق و بدون قضاوتی، می‌توانید این فعالیت را برای خود و کودک بسیار لذت بخش سازید.

از خلاقیت و صداقت در کنار هم کمک بگیرید: لازم نیست قصه ها واقعی باشند. آسمان می تواند سبز باشد، درختان می‌توانند صحبت کنند و پری‌ها می‌توانند وجود داشته باشند. اما علیرغم این طرح‌های خیالی، در قصه ها واقعیتی وجود دارد که که با یک حقیقت،یک ارزش یا شیوه ای از زندگی ارتباط دارد. و این زیبایی قصه است. در حالی که شما را از واقعیت دور می‌کند، اما گاه گاهی پیام‌های از دنیای واقعی می‌دهد.

قصه را متناسب با شنونده کنید: قصه باید متناسب مخاطب باشد. همراه شدن با قصه ای که بین قهرمان آن و شنونده ارتباطی وجود داشته باشد، آسان تر است. علاوه بر این قصه باید با گوینده متناسب و مورد علاقه او باشد. کودک از قصه ای که با علاقه و احساس واقعی گوینده گفته شود بیشتر لذت می برد. (مثلا اگر کودک شما به اسکیت سواری علاقه دارید میتوانید با کمی تغییر در داستان دوچرخه را به اسکیت تبدیل کنید)

قصه را واقعی کنید: جزئیات چیزی است که به قصه رنگ واقعیت می‌دهد. هر چه بیشتر به قصه جزییات اضافه کنید برای شما و شنونده شما جذاب‌تر خواهد بود. کلمات توصیفی، صفاتی که حواس را به کار می‌اندازند و استفاده از گفتگو در قصه بسیار مفید هستند. (در توصیفات خود برای کودک از موارد آشنا مثال بزنید، مثلا "کیکی که مامان خرسه پخته بود شکلاتی بود مثل کیکی که درست کردیم یا موهای دختر کوچولو مثل موی عروسک تو صاف بود")

یک چهارچوب کلی از قصه ترسیم کنید: نیازی نیست که قصه را کلمه به کلمه حفظ کنید، کافی است یک نقشه کلی از روند قصه داشته باشید. نتیجه گام های قصه و مشکلی که قصه با آن آغاز می شود را در خاطر داشته باشید و بعد با اضافه کردن جزییات به آن کودک را با خود همراه کنید.

شنونده خود را مشاهده کنید: دقت کنید کودک چگونه با قصه ارتباط برقرار می‌کند. آیا بدون حواس پرتی به شما خیره شده است؟ آیا حرکات بدن و بی قراری‌اش نسبت به پیش از آغاز قصه کمتر شده‌است؟ اگر حواس پرت است یا بی‌قراریش بیشتر شده است، از خود بپرسید که آیا قصه طولانی شد؟ به اندازه کافی ارتباط برقرار نکردم؟ آیا به اندازه کافی احساسات و هیجانات او را درگیر نکردم؟

 انعطاف پذیر باشید: هیچ درست و غلطی در قصه گویی وجود ندارد. برای هر کودک، شیوه و قصه ای که می‌گویید متفاوت است. ببینید چه چیزی در یک زمان خاص مناسب کودک شماست.

 

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

3 + 6 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

3 + 9 = ?