نگاهی به فیلم پریناز

  • آزاده جباری

    روانشناس، زوج‌درمانگر

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۹/۰۹

نگاهی به فیلم پریناز

پریناز فیلمی به کارگردانی بهرام بهرامیان و نویسندگی بابک کایدان ساختهٔ سال ۱۳۸۹ است كه به مدت ۷ سال توقیف بود و سرانجام با تغییرات و حذفیات بخش هایی از آن در شهریور ۱۳۹۶ در گروه هنر و تجربه در حال اكران است. اين فيلم پر از مباحث و نكته هاي قابل بحث در زمينه روانشناسي است ، ولي چيزي كه بيشتر از هر مبحثي ذهن را مشغول مي كند رويدادها و اتفاقات پيش آمده و رفتارهاي اطرافيان در به وجود آمدن طرحواره طرد شدگي و زمينه هاي اختلال شخصيت مرزي در يك كودك است.

صحنه آغازين فيلم با يك آرزوي زيباي كودكانه شروع ميشود بدون آنكه بيننده بداند چه در انتظارش است و پس از آن عكس العمل كودك به بدترين رويدادي كه ممكن است پيش روي يك دختربچه هفت ساله رخ دهد ، مرگ مادرش، بيننده را دچار تعارض و چالش عجيبي مي كند. كودكي كه سراسر عمر خود را پيام اضافي و نامربوط بودن را دريافت كرده است و همواره حس خشم را از موجود بودنش تجربه كرده، در مقابل فاجعه رخ داده حتي ابراز هيجان مسخ شدن را نيز از خود نشان نميدهد.

از اينجای فيلم به بعد، بيننده با مجموعه اي از رفتارهاي طرد كردن پريناز از سوي اطرافيان روبرو است. پريناز با بي اختياري ادرار كه حكايت از تلاطم دروني اش دارد وارد محيطي مي شود كه پر از بايد و نبايدهاي مذهبي و رفتارهاي حاصل از اختلال وسواس- بي اختياري مراقب است و امنيتش در گرو اطاعت از فرمانهاي بدون منطق است. روزنه اميد براي پريناز، قديسه پنداشتن او توسط همسايگان است و باعث ميشود كودكان محله براي مدتي طعم شيرين مورد توجه بودن و دوست داشتني بودن را به پريناز بچشانند. تير خلاص براي پريناز زماني است كه بدترين قضاوت ممكن در مورد يك كودك رخ مي دهد و آن در ارتباط بودن با مرد دوچرخه ساز است چون به خاطر قديسه نشان دادن پريناز شبانه آرزوهاي كودكان محله را برآورده ميكرده و پيام دوست داشتن تو جرم است و عاقبتش مرگ است را براي پريناز دارد.

صحنه پاياني كه از پريناز به تصوير كشيده ميشود همان تصوير اول فيلم است و آرزوي زيباي او درديست عميق كه بر جان بيننده مي نشيند. بهرام بهراميان در اين فيلم استادانه به شخصيت پردازي پرداخته است و فقر فرهنگي را به تصوير كشيده. توقيف بودن فيلمي اين چنيني كه جنبه هاي زشت فقر فرهنگي مان را جلوي ديدگانمان ميگذارد جاي تعجب دارد. جامعه امروز ما بيشتر از هر روز نياز به خودآگاهي و تغيير دارد و تماشاي صحنه هايي كه شايد از خوي نارسيستي ما بكاهد و فكرمان را براي دقايقي متمركز بر پيامد قضاوتهايمان كند.

با آرزوي ايراني امن براي كودكانمان با تغيير در عادتهاي فرهنگي اشتباهمان.

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

8 - 5 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

5 + 7 = ?