راهکارهای مقابله با قشقرق در کودکان

  • سمیرا افشاری‌نژاد

    روانشناس و مدیر طرح فرزندپروی موثر

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۶/۳۱

 

راهکارهای مقابله با قشقرق در کودکان

 

مهم‌ترین رفتارهای ناسازگارانه رایج در کودکان دو تا شش سال شامل قشقرق، رفتار تهاجمی، بدرفتاری هنگام صرف غذا و لباس پوشیدن، دروغ گفتن و رقابت همشیرها می‌باشد. این مسائل به دلیل اینکه نگرانی قابل توجه بسیاری از والدین را به خود اختصاص می‌دهند انتخاب شدند تا در رابطه با راهبردهای مربوط به هر یک نکاتی مطرح شود.

 

قشقرق:

قشقرق در کودکان بسیار رایج است و می‌تواند دامنه‌ای از نق زدن و گریه تا لگد زدن، پرتاب اشیاء و کشاندن خود به زمین را در برگیرد. وقتی یک قشقرق رخ می‌دهد، معمولا همراه با یک هدف خاص است؛ به این معنا که تلاشی برای به دست آوردن توجه، به دست آوردن یک شیء، یا اجتناب از یک موضوع می‌باشد. علت قشقرق هر چه که باشد والدین باید بتوانند به کودک نشان دهند که این کار پذیرفتنی نیست. اگر فرزند شما مستعد قشقرق می‌باشد، به یاد داشته باشید نمی‌توانید آن را به طور کامل از بین ببرید. تمام کودکان در برخی مواقع تمایلات به قشقرق را نشان می‌دهند، بنابراین شما هدف باید کاهش فراوانی و شدت آن باشد.

 

توصیه‌های زیر می‌تواند به شما کمک کند:

1- رفتارهای مناسب فرزندتان را مورد توجه و تشویق قرار دهید. این کار به احتمال زیادی وقوع قشقرق ها را کاهش می‌دهد. به خصوص در شرایطی که برای فرزند شما ناکام‌کننده است از مهارت‌های مربوط به تحسین و تشویق استفاده کنید و هرگاه او به جای قشقرق کردن از روش‌های مناسب برای مقابله با سرخوردگی استفاده می‌کند حتما با ستایش و توجه کردن این موضوع را در نظر بگیرید.

2- قشقرق اغلب هنگامی رخ می‌دهد که کودک گرسنه یا خسته است؛ بنابراین سعی کنید اطمینان حاصل کنید که فرزند شما خواب و غذای کافی دریافت کرده است.

3-به دنبال یک الگوی زمانی در قشقرق های کودک باشید. به عنوان مثال، آیا بیشتر آنها در شب هنگام رخ می‌دهند یا زمانی که فرزند شما خسته است و یا قبل از وقت غذا است که ممکن است گرسنه باشد؟ اگر یک الگو را شناسایی کنید، می‌توانید برنامه کودک را برای کاهش احتمال قشقرق‌ها مجددا تنظیم کنید.

4-مداخله خود را قبل از شروع قشقرق و یا بلافاصله پس از شروع آن اعمال کنید. اکثر کودکان در عرض چند ثانیه از رفتار مناسب به سمت قشقرق نمی‌روند. بلکه اغلب آنها ابتدا درگیر رفتار نامناسب مانند گریه یا فریاد زدن می‌شوند. در اغلب موارد، شما احتمالا می‌توانید زمان وقوع قشقرق را پیش‌بینی کنید. بنابراین صبر نکنید و قبل از اینکه رفتار منفی افزایش یابد واکنش نشان دهید.

5-نادیده گرفتن قشقرق. گرچه نادیده گرفتن کار آسانی نیست، اما مطمئن شوید که فرزند شما به دلیل نامناسب خود توجه‌ای دریافت نمی‌کند. نادیده گرفتن به معنای ترک کردن فرزندتان در شرایطی که بالقوه خطرناک است، نمی‌باشد. بلکه باید او را در معرض دید خود قرار دهید.

6-هنگامی که یک قشقرق اتفاق می‌افتد، اجازه ندهید که فرزندتان با این کار از مسئولیت‌های خود اجتناب کند. اگر فرزند شما به دلیل پاسخ "نه" شما قشقرق می‌کند، نظر خود را تغییر ندهید.

7-سعی کنید در طول قشقرق آرامش خود را حفظ کنید. مسلط باقی بمانید و هرگز فریاد نزنید و تسلیم قشقرق نشوید. 

8-این حقیقت را که فرزند شما ناراحت است، بپذیرید - اما فقط پس از حل و فصل شدن و اتمام قشقرق. برای مثلا می‌توان گفت، "من متاسفم که عصبانی هستی، اما قشقرق کردن درست نیست". اگر شما فرزند بزرگ‌تر از چهار سال است، بعدا می‌توانید از او بپرسید که چه راه بهتری برای مقابله با شرایطی که منجر به قشقرق اش شده است وجود دارد. 

9-به فرزندتان آموزش دهید که با کلمات به ابراز احساسات خودش بپردازد. زمانی که کودکان مهارت‌های کلامی و توانایی ابراز احساسات و خواسته‌های خود پیدا می‌کنند، معمولا قشقرق ها به میزان زیادی کاهش پیدا می‌کنند.

 

یکی از سوالات رایج پدر و مادرها این است که فرزندمان دائما نق میزند، برای این که نق زدن بچهها را تمام کنیم، باید چه کار کنیم؟ در ادامه این مقاله روشهایی را به شما نشان میدهیم که میتوانید نق زدن بچهها را تا حد قابل توجهی کاهش دهید.

 

1- نیازهای عاطفی فرزندتان را برآورده کنید  بعضی اوقات وقتی بچهها نق میزنند و از کنارمان تکان نمیخورند، در آن لحظه به عشق و محبت ما نیاز دارند. حتی اگر فکر کنیم تمام روز را با آنها بازی کرده‌ایم، باز هم لحظاتی وجود دارد که بچه‌ها عشق بی‌دریغ ما را می‌خواهند. واقعیت این است که ما همیشه سرمان شلوغ است، غذا پختن، مرتب کردن خانه، کار بیرون از خانه و خیلی از موارد دیگر، زمان زیادی برای ما باقی نمیگذارند، اما گاهی بچهها میخواهند به ما بگویند: "مامان/بابا، به من هم توجه کن، بغلم کن". متاسفانه بیشتر مواقع این خواسته را با غر زدن و نق زدن به ما منتقل میکنند.

سعی کنید روتین زندگیتان را به آرامی تغییر دهید. مثلا وقتی از خرید برگشتهاید و چند کیسه خرید برای جا دادن در کابینت و یخچال دارید، به جای این که سریعا سراغ خریدها و بروید و چند دقیقه بعد کودک، گریان پیشتان بیاید، 5 دقیقه وقت بگذارید و قبل از رسیدگی به خریدها با فرزندتان وقت بگذرانید. با هم بازی کنید، آواز بخوانید. حالا کودک از لحاظ عاطفی ارضاء شده و در مرحله بعد میتوانید از او بخواهید در چیدن خریدها به شما کمک کند یا در کنار شما با خودش بازی کند.

برای بچههای بزرگتر میتوانید چند دقیقه‌ای را صرف خوردن چای عصرانه و گفت‌وگوی صمیمانه در مورد این که روزش در مدرسه چطور بوده، بکنید. این کار فرصتی برای شما فراهم میکند که ارتباط عمیقتری با فرزندتان داشته باشید. یادتان باشد برآورده کردن نیازهای عاطفی کودکان، استرس کمتری از پیامدهای بعدی توجه نکردن به این مساله دارد.

 

2- فرزندتان را تا وقتی که خودش میخواهد بغل کنید  وقتی کودک پیش شما میآید تا با او بازی کنید، هم قد او شوید و بغلش کنید. حالا آنقدر صبر کنید تا فرزندتان خودش از آغوش شما بیرون بیاید. شاید تعجب کنید اما ممکن است بیش از چیزی که فکر میکردید طول بکشد. این کار در ادامه راهکار شماره یک و پر کردن تانک نیازهای عاطفی کودک است.

 

3- همدردی کنید: دنیا را از دریچه چشم کودک ببینید  به جای این که مرتبا احساس خودتان را بگویید: "باید شام درست کنم" یا "همه کارام مونده"، به فرزندتان نشان دهید احساس او را درک میکنید. "دوست داری مامان الان باهات بازی کنه؟ میدونم خیلی ناراحتی که نمیتونم باهات بازی کنم" معمولا اگر این جملات را به کودک بگویید، کافی است. اما اگر هنوز هم اصرار دارد...

 

4- از او بخواهید به شما بپیوندد  کاری کنید که کودک هم به روتین روزانه شما اضافه شود. اضافه کردن یک صندلی یا چهارپایه کوچک به آشپزخانه به این معنی است که او میتواند کنار شما بنشیند و ببیند چه کار میکنید. کودک بزرگتر میتواند کاسه را به شما بدهد، میز را با کمک شما بچیند و یا سبزیجات را پوست بکند.

 

5- به او قدرت انتخاب بدهید  به کودکتان حق انتخاب بدهید. مثلا: "میتونی توی پختن شام به من کمک کنی یا میتونی ماشینتو بیاری و کنارم بازی کنی." این گونه حق انتخاب دادن، برای یک کودک دو یا سه ساله مناسب است. برای بچههای بزرگتر انتخابهایی متناسب با سن و علایقشان در نظر بگیرید.

اگر بخواهید میتوانید به کودک کمک کنید تا یکی از اسباببازیهایش را به آشپزخانه بیاورد. اگر فرزندتان ببیند که شما مقاومت یا بیتوجهی میکنید، بلندتر و بیشتر نق میزنند. در عوض اگر به او کمک کنید، لجبازی را کنار میگذارد و با شما همکاری میکند.

 

6- وقتی با خودش بازی میکند، تشویقش کنید  یادتان نرود که همیشه کودک را در حال انجام کار خوب غافلگیر کنید. هر وقت شما مشغول آماده کردن شام بودید و فرزندتان کار خوبی انجام داد یا با خودش بازی کرد، تشویقش کنید: "ممنون که اینقدر قشنگ ماشین بازی کردی تا من آشپزی کنم، حالا یه غذای خوشمزه داریم. "

 

7- شرایط را به مرور آماده کنید  برای بعضی بچهها سخت است که با خودشان بازی کنند. اگر فرزند شما هم جزو این دسته از بچههاست، بهتر است بازی را با هم شروع کنید و شما چند دقیقهای به آشپزخانه بروید و دوباره برگردید. ممکن است وقتی به فرزندتان پیشنهاد دهید تا در آشپزخانه به شما بپیوندد، گریه کند. با او همدردی کنید اما کارتان را هم انجام دهید. به آشپزخانه بروید و برگردید. آرام آرام و طی چند هفته، زمانی که از اتاق کودک میروید افزایش دهید.

 

 

 

هیچکس در هیچ کاری، بیشتر از بچه‌ها، در راضی کردن والدینشان تلاش و پافشاری، نمی‌کند. متاسفانه، والدین همیشه، واکنش خوبی به این مقاومت‌ها و پافشاری‌ها ندارند و خیلی زود تسلیم می‌شوند؛ بخصوص اگر در شرایط نامناسبی باشند، مثل وقتی که در حال دوش گرفتن، غذا پختن یا مشغول خرید هستند. اگر بچه‌ها حس کنند ما نقطه ضعفی داریم، دقیقا روی آن دست می‌گذارند و سعی می‌کنند همان وقتی که ما در شرایط نامناسبی هستیم، برای خواسته‌هایشان پافشاری کنند.

به همین دلیل خیلی مهم است به آنها یاد بدهیم نسبت به چیزی که برایشان خریده‌ایم، قدردان باشند، و برای هر چه که می‌خواهند، پا نکوبند و غر نزنند وبا ما بحث نکنند. چند نمونه‌ی معروف و متداول این نق زدن‌ها این است که: " بالاخره کی می‌رسیم؟"،" میشه برای صبحانه، بستنی بخورم؟ برای شام چطور؟" آنها آنقدر از شما سوال می‌کنند، تا اینکه، شاید شما نظرتان را دقیقه‌ی نود، عوض کنید.

 

چرا کودکان نق می‌زنند؟

مثل برخورد با هر رفتار اشتباه دیگری، شما باید ابتدا، ریشه‌ی آن رفتار اشتباه را بررسی کنید، تا بتوانید به درستی با آن برخورد کنید. در این مقاله راه‌هایی از مدل روانشناسی آدلر را، به شما آموزش می‌دهیم که نشان می‌دهد، هیچ یک از رفتار‌های کودکان، تصادفی نیست. کودک شما، با توجه به رفتاری که با او دارید، در هر سنی که باشد، نق زدن را یاد می‌گیرد. اگر کودکتان هزاران بار از شما بپرسد آیا امشب می‌تواند نیم ساعت دیرتر بخوابد، و شما یکبار از خودتان ضعف نشان داده و به او این اجازه را بدهید، او همچنان، به استفاده از این روش ادامه می‌دهد. یعنی، در حقیقت، نق زدن برایش جواب داده و به هدفش، یعنی، دیرتر خوابیدن، رسیده است.

 

چگونه مانع نق زدن کودکمان شویم؟

درست مثل هر رفتار دیگری، بچه‌ها نق زدن را هم یاد می‌گیرند، اما ما به عنوان والدین، نباید این اجازه را به آن‌ها بدهیم. لین لوت، یکی از نویسندگان سری کتاب‌های " تربیت سالم"، راه‌حل‌هایی در این زمینه ارائه داده است که برای کودکان دو یا سه ساله، و یا حتی، نوجوانان، مفید است.

برای این کار، فقط به سه کلمه‌ی ساده نیاز دارید: "پرسیدی، جوابتو گرفتی"

این کار خیلی راحت است. برای مثال، وقتی دنیل هفت ساله، اصرار دارد که یک چاله‌ی بزرگ در حیاط

جلویی بکند، و شما موافقت نمی‌کنید، شانسش را این‌گونه امتحان می‌کند که، پنج دقیقه‌ی بعد، دوباره به سراغتان بیاید و این بار این‌طور خواهش کند که: "مامان، لطفاااااااااااااااا"، و همانطور که می‌دانید، واقعا دلش می‌خواهد این کار را انجام دهد. به‌ جای اینکه جوابتان را تکرار کنید، به او یک پاسخ صریح بدهید و نگذارید که نق بزند. سپس، مراحل زیر را دنبال کنید:

مرحله‌ی اول:

از او بپرسید: " تا حالا "پرسیدی و جوابتو گرفتی" رو شنیدی؟" ( احتمالا، می‌گوید که، نه).

مرحله‌ی دوم: " آیا از من پرسیدی که می‌تونی یه چاله بکنی؟" ( می‌گوید، بله)

مرحله‌ی سوم: " جوابتو دادم یا نه؟" ( احتمالا می‌گوید، بله اما، من واقعا.....)

مرحله‌ی چهارم: " آیا به نظرت من مادر/پدر/یا معلمی‌ام، که با صدبار پرسیدن تو، نظرم رو عوض کنم؟" ( حالا تنها گزینه‌ای که دنیل دارد این است که از پافشاری دست بردارد و بی‌خیال انجام آن کار شود و احتمالا با صورتی اخمالو و ناراحت می‌رود، و سعی می‌کند خودش را سرگرم انجام کاری دیگری کند.)

مرحله‌ی پنجم: اگر دنیل، دوباره پرسید، خیلی ساده، فقط بگویید: " پرسیدی و جوابتو گرفتی"، هیچ چیز دیگری لازم نیست بگویید. از وقتی این روش را به کار ببرید، فقط با گفتن این سه کلمه، به آن سوالات اشاره می‌کنید که مانع از نق زدنشان می‌شوید.

ثبات نکته‌ی کلیدی است. زمانی که تصمیم می‌گیرید از روش "پرسیدی و جوابتو گرفتی"، برای جلوگیری از نق زدن کودکتان استفاده کنید، مطمئن شوید که به آن پایبند هستید. حتی اگر بعد از اینکه، با جمله‌ی "پرسیدی و جوابتو گرفتی"، جوابشان را دادید، و بازهم به سوال پرسیدن، ادامه دادند، به آنها توجهی نکنید. وقتی کودکتان ببیند شما با او بحث نمی‌کنید، فورا متوجه می‌شود که، نق زدن فایده‌ای ندارد، و از این راه به هدفش نمی‌رسد.

امای، چهارده ساله، اصرار دارد که با دوستانش به یک مهمانی برود که شما میزبان را نمی‌شناسید، و مدام از شما می‌پرسد که، آیا می‌تواند این کار را انجام دهد؛ اگر شما، هر بار به سوالش پاسخ بدهید، یا از آن بدتر، جوابتان را بعد از هر بار پرسیدن، تغییر بدهید، او متوجه می‌شود که نق زدن، جواب می‌دهد. اگر صبور باشید، در نهایت فرزندتان این سرنخ ها را کنار هم می‌گذارد و شما نتایجش را می‌بینید.

 

والدین باید مثل یک تیم باشند

به عنوان پدر و مادر، یا دیگر اعضای خانواده که از کودک نگهداری می‌کنید، سعی کنید تا همگی از همین روش " پرسیدی و جوابتو گرفتی" برای جلوگیری از نق زدن کودکتان، استفاده کنید. وقتی بچه‌هایی امثال دنیل و اما، ببینند که شما بعد از پنج بار خواهش، هنوز اجازه نمی‌دهید، پدرش بعد از سه بار، و مادربزرگش بعد از دوبار، سریع متوجه می‌شوند و دیگر این روش را جدی نمی‌گیرند. مطمئن شوید که تمام کسانی که از بچه مراقبت می‌کنند، روی حرفشان هستند و نظرشان را عوض نمی‌کنند. قبل از اینکه متوجه این موضوع شوید، ممکن است، این بیست سوالی، یک مرتبه به یک بازی سرگرم کننده، تبدیل شود و دیگر خبری از تاکتیک‌های جر و بحث، نیست.

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

3 + 8 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

3 + 8 = ?