ده اشتباه رایج والدین

  • تیم ترجمه و تولید محتوا

    مرکز مشاوره یاسان

    تاریخ آخرین بروزرسانی ۱۴۰۰/۰۷/۲۵

 

والدگری مسئولیت بزرگی است و شما را در معرض احساسات مختلف قرار می‌دهد، یک لحظه خوشحالید یه لحظه کلافه، صبح سرشار از انرژی از خواب بیدار می‌شوید و یک ساعت بعد خسته و عصبی. بچه‌ها حجم زیادی از احساسات را وارد زندگی شما می‌کنند، این‌که چطور این احساسات را مدیریت کنید، کیفیت رابطه بلندمدت شما و فرزندتان را تعریف می‌کند.

پس اگر احساساتان شما را سردرگم کرد و نمی‌دانستید چه کار کنید، یادتان باشد که اشتباه کردن یک امر طبیعی است اما خیلی‌ها اشتباهشان را جبران نمی‌کنند. شجاعت زیادی لازم است تا قبول کنید اشتباه کرده‌اید به خصوص وقتی پای فرزندتان در میان باشد. شروع یک رابطه جدید و سالم با بچه‌ها کار سختی است اما این هم از مواهب پدر و مادر بودن است؛‌ بچه‌ها این فرصت دوباره را به شما می‌دهند که خودتان را بازیابی کنید و به عنوان یک فرد مهارت‌های تازه‌ای یاد بگیرید. این‌که شما همراه با فرزندتان رشد کنید، نه فقط از شما یک پدر یا مادر بهتر می‌سازد بلکه شما را تبدیل به یک انسان بهتر هم می‌‌کند.

حالا بیایید با هم ده اشتباه والدین را با شمارش معکوس مرور کنیم:

 

10- حمایت بیش از حد

پدر مادرهایی با این خصوصیت، افراد سخت‌کوش و توانمندی هستند، بچه‌هایشان را دوست دارند و به دنبال موفقیت آنها هستند. مشکل اینجاست که بیش از حد به فرزندانشان توجه می‌کنند. در نتیجه بچه‌ها همیشه به والدینشان وابسته می‌مانند و به سختی می‌توانند روی پاهای خودشان بایستند و کارهایشان را انجام دهند. این بچه‌ها از پس مدیریت کارها برنمی‌آیند، انگیزه‌ای هم برای انجام دادن کاری ندارند و با اینکه بچه‌های مستعد و باهوشی هستند، از لحاظ احساسی ناتوانند. به جای حمایت بیش از حد، به فرزندتان کمک کنید متکی به خود و مستقل باشد. هر قدر فرزندتان بتواند بدون سایه حضور شما از پس کارهایش برآید، در زندگی شخصی، عاطفی و اجتماعی‌ش هم موفق‌تر می‌شود.

 

9- تربیت فرزند متوقع

هر کاری که والدین انجام می‌دهند با نیت خیر و کمک به فرزندشان است اما تربیت فرزند متوقع یکی از اشتباهاتی است که اغلب والدین انجام می‌دهد. وقتی والدین هر نیاز کودک را خیلی سریع برآورده می‌کنند، کودک در روابطش را دیگران هم دچار اشتباه می‌شود و انتظار دارد همه در خدمت برآورده کردن نیازهای او باشند. این بچه‌ها از تلاش کردن و به چالش کشیده شدن گریزانند و به لحاظ عاطفی هم بین دو حس عزت نفس پایین و خود‌مهم بینی در تناقض هستند. برای این‌که در این تله تربیتی قرار نگیرید، فرزندتان را تشویق کنید که خودش دستاوردهایی داشته باشد و قدرت این کار را به او بدهید.

 

8- الگوی بد

به عنوان یک پدر یا مادر، اولین وظیفه شما این است که الگوی خوبی برای فرزندتان باشید. هنوز هم پدر و مادرهایی زیادی هستند که رفتارهای منفی خودشان، الگوی بدی برای بچه‌ها است. والدینی که زود عصبانی می‌شوند، دیگران را مقصر می‌دانند، دروغ می‌گویند یا نقش قربانی را بازی می‌کنند به طور ناخودآگاه به فرزندانشان یاد می‌دهند که آنها هم همین رفتارها را داشته باشند. مقصر دانستن و تنبیه کودک برای رفتارها و عادت‌های بدی که از شما یاد گرفته درست مثل این است که تصویرتان در آینه را مقصر بدانید پس جوری رفتار کنید که از فرزندتان انتظار دارید.

 

7- زورگویی

والدین زورگو می‌خواهند همه چیز را کنترل کنند. آنها به جای این که بچه‌هایشان را درک کنند، سعی می‌کنند با دستور دادن، خشونت کلامی و حتی خشونت فیزیکی فرزندشان را وادار به انجام کار کنند. این والدین تلاش می‌کنند با زور بچه‌ها را آن طور که می‌خواهند تربیت کنند و اجازه نمی‌دهند بچه‌ها خودشان دنیا را کشف و تجربه کنند. متاسفانه فرزندان والدین زورگو عزت نفس پایینی دارند و دچار اضطراب هستند، آنها نمی‌توانند به دیگران اعتماد کنند یا با کسی صمیمی شوند.

 

6- نداشتن ثبات

والدینی که ثبات ندارند، دائما در حال تغییر نظر خود هستند و در تصمیم‌گیری و همچنین هدایت مقتدرانه کودک مشکل دارند. این والدین معمولا کودکانی دارای مشکلات عاطفی تربیت می‌کنند.  چنین بچه‌هایی هویت ضعیف و شخصیت بی‌ثباتی هستند. پدر و مادرها نمی‌توانند همیشه و در همه تصمیماتشان ثبات داشته باشند اما فرزندپروری با ثبات امری دست‌یافتنی و امکان‌پذیر است.

 

5- انتقاد و مقایسه

هیچ کس از انتقاد مداوم و مقایسه شدن خوشش نمی‌آید. اما خیلی از پدر و مادرها دائما در حال انتقاد از بچه‌ها و مقایسه کردن بچه‌ها با دیگران هستند. اما شما با این کار عزت نفس فرزندان را نابود می‌کنید و به تصوری که از خودش دارد آسیب می‌زنید. بچه‌هایی که در فضای انتقادآمیز بزرگ می‌شوند، خودشان را شکست‌خورده می‌بینند و نمی‌توانند از نقاط قوتی که دارند استفاده کنند چرا که هیچ وقت به ویژگی‌های مثبتشان فکر نکرده‌اند و این نتیجه مستقیم تربیت والدین منفی‌نگر است. فقط یک لحظه طول می‌کشد تا با انتقاد و مقایسه به فرزندتان آسیب برسانید اما برای آنها یک عمر طول می‌کشد تا این اثر را خنثی کنند.

 

4- ساختار، محدودیت‌ها و مرزهای ضعیف

اگر می‌خواهید پدر و مادر خوبی باشید باید ساختارها، محدودیت‌ها و مرزهای متعادلی داشته باشید. اما ساختارها، محدودیت‌ها و مرزها دقیقا چه چیزهایی هستند؟ ساختار به معنای برنامه و روتین باثبات است؛ محدودیت‌ یعنی جلوگیری از رفتارهای آسیب‌زننده و پرخطر؛ و مرز به معنی ارزش قائل شدن و احترام به فضای فیزیکی و عاطفی بین افراد است. بعضی والدین خیلی سخت‌گیر هستند و بعضی هم ساختارها و مرزهای کافی درنظر نمی‌گیرند. سعی کنید به تعادل مناسبی در این زمینه برسید تا بچه‌ها برای روابط اجتماعی، شغل و دنیای بیرون از خانه آماده باشند.

 

3- بی‌توجهی

هیچ پدر مادری نمی‌خواهد به فرزندش بی‌توجهی اما خیلی از آنها این کار را انجام می‌دهند. غرق شدن در کار، محول کردن وظایف پدر و مادری به بچه‌های بزرگ‌تر یا مادربزرگ، فراموش کردن رویدادهای مهم زندگی کودک یا بدتر از همه، شنونده خوبی نبودن نمونه‌های مختلف بی‌توجهی به کودک هستند که روی رشد شناختی و عاطفی کودک تاثیر منفی می‌گذارند. بچه‌هایی که والدین بی‌توجه دارند از مشکلات خلقی و رفتاری رنج می‌برند. کار ساده‌ای مثل گوش دادن به حرف‌های کودک اثر التیام‌بخشی بر کودک دارد. وقتی بچه‌ها احساس کنند والدینشان آنها را درک می‌کنند، صرفا برای جلب توجه رفتارهای منفی و آسیب‌زا انجام نمی‌دهند. وقت کیفی برای فرزندتان بگذارید و او را درک کنید، این کار هزینه‌ای برای شما ندارد در عوض باعث می‌شود در آینده هزینه‌های سنگینی برای درمان صرف نکنید.

 

2- بی‌توجهی به اختلالات یادگیری

خیلی از مشکلات تحصیلی و رفتاری نتیجه مستقیم اختلالات یادگیری هستند. بسیاری از والدین صبور نیستند و خیلی سریع به فرزندشان برچسب تنبلی، بی‌انگیزگی و کندذهنی می‌دهند. آنها توجه نمی‌کنند که عامل اصلی مشکلات کودکشان، اختلالات یادگیری است. حتی بچه‌های خیلی باهوش هم ممکن است در سرعت پردازش اطلاعات، کارکردهای مغز و حافظه بهره‌وری پایینی داشته باشند. بیشتر این مشکلات پیچیده معمولا تا قبل از دوره‌های میانی مدرسه خود را نشان نمی‌دهند ولی یادگیری را با مشکل مواجه می‌کنند.

 

1- ارزش ندادن به احساسات

وقتی کودکتان احساساتش را با شما در میان می‌گذارد، آنها انکار نکنید، سرزنش نکنید، نصیحت نکنید، سخنرانی هم نکنید. یادتان باشد، بچه‌ها با گفتن احساسشان به شما در واقع دارند ریسک می‌کنند، بنابراین حساس و هشیار بودن شما خیلی مهم است. بچه‌ها دوست دارند شما آنها را درک کنید و برای احساسشان ارزش قائل باشید. خیلی از رفتارهای مقابله‌ای، مشکلات خلقی و حتی بیش‌فعالی در بچه‌هایی که والدینشان به احساسات کودک بی‌توجه هستند دیده می‌شود.

 

 

برچسب ها:

فرم ارسال نظر

6 - 2 = ?

نظرات کاربران

فرم ارسال نظر

8 - 4 = ?